گلچین اشعار مدح و مرثیه (حصار عشق)

متن مرتبط با «گرفت» در سایت گلچین اشعار مدح و مرثیه (حصار عشق) نوشته شده است

وقتی دلی شکست، یقینأ بها گرفت

  • نیلوبلاگ

    وقتی دلی شکست، یقینأ بها گرفتدر سرسرای عرش معلا سرا گرفتقربان عاشقی که دلش بیقرار شدبعد از نماز شب ز خدا کربلا گرفتحال و هوای هیئتتان خوشتر از بهشتبا چای روضه بود که دل ها جلا گرفتصد مرده زنده می شود از ذکر یا حسینارباب ما شِفای مسیح از خدا گرفتزهرا نوشت نامه، خدا هم قبول کردباید وجود گریه کنان را طلا گرفتبال ملک به زیر قدم های زائرشاما خودش ز دار جهان بوریا گرفتتفسیر سوره ای که به نیزه نشسته استباید فقط ز دختر شیر خدا گرفتتن های کشتگان همه در زیر سُم اسبخورشید اهل بیت، روی نیزه جا گرفتوقتی فضای روضه مکشوفه گشته بازخواهی بگویمت که چرا دل نوا گرفت؟مادر میان قتلگه و شمر هم رسیدمویش کشید و بعد برید و هوا گرفتلرزید دست و پای کَریهش ولی به عمدسر را مقابل حرم و بچه ها گرفتخورشید هم تحمل این صحنه...

    ادامه مطلب
  • دل غریب من از گردش زمانه گرفت

  • نیلوبلاگ

    دل غریب من از گردش زمانه گرفتبه یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفتشبانه بغض گلو گیر من کنار بقیعشکست و دیده ز دل اشک دانه دانه گرفتکنار پنجره ها دیدگان پر اشکمسراغ مدفن پنهان و بی نشانه گرفتنشان شعله و درد و نوای زهرا راتوان هنوز ز دیوار و بام خانه گرفتمصیبتی است علی را که پیش چشمانشعدو امید دلش را به تازیانه گرفتچه گفت فاطمه کانگونه با تاثر و غمعلی مراسم تدفین او شبانه گرفتفراق فاطمه را بوتراب باور کردشبی که چوبه تابوت را به شانه گرفت [ شنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۱ ] [ 14:8 ] [ محمد باقر حصاری ] [ ] بخوانید...

    ادامه مطلب