
بیش از دمی که در دل صحرا ببینمت
بگذار امشبی تک و تنها ببینمت
از هم گسسته رشته عمر مرا غمت
مگذار بی کفن شبِ زمان آینده ببینمت
گفتی که خواب دیدی و نیزه نشین شدی
آیا سزات این همه بالا ببینمت
داری نگاه جانب گودال می کنی
در قتلگاه تشنه لب آیا ببینمت
از کودکی مصیبت و غم دیده ام، ولی
باید تو را مصیبت عظمی ببینمت
رضا باقریان
برچسب:
نویسنده: آروین مرادیان