
به دخترت زده ای سرفدای سرزدنتفدای آتش داغی كه بر جگر زدنتچه قدر داد كشيدم دگر نخوان قرآنولی توخواندی و باسنگ ای پدر زدنتبه هيچ جای سر تو كه جای سالم نيستز بسكه هر سر بازار و هر گذر زدنتخودت بگو سر نيزه چه بر سرت آمد؟به روی نيزه كه بودی چرا مگر زدنت؟ميان مجلس و در پيش روی عمه ومنبرای كشتن ما بوده بيشتر زدنت...
ادامه مطلب
یابن عم کوفه میا هیچ کس یار تو نیست زین همه خلق یکی طالب دیدار تو نیست میثم آسا به سردار هوادار توام تا نگویند کسی میثم تمار تو نیست یوسف فاطمه از کوفه حذر کن که دگر غیر غم قافله ای بر سر بازار تو نیست زان همه نامه نگاری که نوشتند بیا یک نفر نامه نویس بر در دربار تو نیست پادر این معرکه مگذار که جان در خطر است برو آنجا که کسی در پی آزار تو نیست فکر و رحمی به جوانی اکبر کن ز آنکه رحمی به دل دشمن خونخوار تو نیست گر بیایی به جز از خنجر و شمشیر و سنان میزبان تو و عباس علمدار تو نیست گربیایی هدف تیر شود اصغر تو ایمن از باد خزان آن گل گلزار تو نیست لااقل اهل حرم را ...
ادامه مطلب
اشعار گودال قتلگاه * زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها *** یااخا،جانم فدای لحطه های آخرتناله از دل می کشیدم با نگاه پیکرتشمر ملعون آمد و سر را بریده از قفامادرت زهرا شده زائر به بالای سرتیک طرف افتاده سر امّا ببین شیبُ الخضیبآن طرف افتاده جسم نازنین و اطهرتمن کجا،مقتل کجا،کرب و بلایت یا حسینهر طرف دیدم حسینم، آیه های پرپرتجان من،اهل حرم در شور و شین افتاده اندمانده ام من با نواهای لطیف دخترتاز عطش، طفلان تشنه ،حسرت ساقی خورَندیک صدا نجوایشان شد،خوش به حال اصغرتارباً اربا شد علی اکبر وَ مویت شد سپیدبر سر و سینه زدی در پیش جسم اکبرتمن چه گویم در غم هج...
ادامه مطلب