
السَّلامُ عَلَیْكِ یا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ، یا قُرَّةَ عَیْنِ الرَّسُولِگل، بر من و جوانی ِ من،گریه می کندبلبل به هم زبانی ِ من،گریه می کندمن گریه مخفیانه نمودم،ولی علیبر گریه ی نهانی ِ من گریه می کند*براتون بگم حال فاطمه این روزا چگونه ست؟امام صادق (ع)فرمود : " لَزمَتِ الفَراش"مادر ما تو بستر افتاد، دیگه نتونست بلند شه "وَ نَحِلَ جِسمُها و ذاب لَحمُها" روز به روز بدنش ضعیف و لاغر می شد "حَتی صارَت كالخَیال" از مادر ِ ما فقط یه شبهی باقی مانده بود، آماده ای یا نه؟ صدا زد :*از درد شانه،شانه نشد موی زینبمدختر به ناتوانی ِ من ،گریه می کنددلتون رو ببرم کربلادیگر حسین را نتوانم بغل کنماین گل به باغبانى ِ من گریه مى کند*الله اکبر، معلومه نمی تونس دیگه بغلش کنه با سینه ی شکسته ای که به سختی نفس می...
ادامه مطلب
کعبه بی نام و نشان می ماند اگر زینب نبود بی امان دارالامان می ماند اگر زینب نبود گرچه دانند انبیا هر یک نشان از کربلا کربلا هم بی نشان می ماند اگر زینب نبود مکتب سرخ تشیع از غدیر آغاز گشت تا ابد بی پاسبان می ماند اگر زینب نبود کاروان مهدویت بر مسیرفتنه ها بی امیر کاروان می ماند اگر زینب نبود کرد اسلام حسنی از یزیدی را جدا حق و باطل توامان می ماند اگر زینب نبود شد گلستان کربلا از لاله های احمدی این گلستان در خزان می ماند اگر زینب نبود شعله ی عالم فروز نهضت سرخ حسین زیر خاکستر نهان می ماند اگر زینب نبود ناله مظلومی لب تشنگان دشت خون در گلوگاه زمان می ماند...
ادامه مطلب
به دخترت زده ای سرفدای سرزدنتفدای آتش داغی كه بر جگر زدنتچه قدر داد كشيدم دگر نخوان قرآنولی توخواندی و باسنگ ای پدر زدنتبه هيچ جای سر تو كه جای سالم نيستز بسكه هر سر بازار و هر گذر زدنتخودت بگو سر نيزه چه بر سرت آمد؟به روی نيزه كه بودی چرا مگر زدنت؟ميان مجلس و در پيش روی عمه ومنبرای كشتن ما بوده بيشتر زدنت...
ادامه مطلب
یابن عم کوفه میا هیچ کس یار تو نیست زین همه خلق یکی طالب دیدار تو نیست میثم آسا به سردار هوادار توام تا نگویند کسی میثم تمار تو نیست یوسف فاطمه از کوفه حذر کن که دگر غیر غم قافله ای بر سر بازار تو نیست زان همه نامه نگاری که نوشتند بیا یک نفر نامه نویس بر در دربار تو نیست پادر این معرکه مگذار که جان در خطر است برو آنجا که کسی در پی آزار تو نیست فکر و رحمی به جوانی اکبر کن ز آنکه رحمی به دل دشمن خونخوار تو نیست گر بیایی به جز از خنجر و شمشیر و سنان میزبان تو و عباس علمدار تو نیست گربیایی هدف تیر شود اصغر تو ایمن از باد خزان آن گل گلزار تو نیست لااقل اهل حرم را ...
ادامه مطلب
اشعار گودال قتلگاه * زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها *** یااخا،جانم فدای لحطه های آخرتناله از دل می کشیدم با نگاه پیکرتشمر ملعون آمد و سر را بریده از قفامادرت زهرا شده زائر به بالای سرتیک طرف افتاده سر امّا ببین شیبُ الخضیبآن طرف افتاده جسم نازنین و اطهرتمن کجا،مقتل کجا،کرب و بلایت یا حسینهر طرف دیدم حسینم، آیه های پرپرتجان من،اهل حرم در شور و شین افتاده اندمانده ام من با نواهای لطیف دخترتاز عطش، طفلان تشنه ،حسرت ساقی خورَندیک صدا نجوایشان شد،خوش به حال اصغرتارباً اربا شد علی اکبر وَ مویت شد سپیدبر سر و سینه زدی در پیش جسم اکبرتمن چه گویم در غم هج...
ادامه مطلب