
جگرت آب شد از شدت گرما چه کنم روی دستم نکن اینقدر تقلا چه کنم آب از کافر اگر خواسته بودم می داد گرهام وا نشد آخر به تمنا چه کنم کن حلالم اگر آغوش پدر امن نبود سرزده تیر رسید و بیمحابا چه کنم گیرم از چشم حرم حلق تو را پوشاندم تیر بیرون زدهِ از زیر عبا را چه کنم؟ از بدن، تجربهی تیر کشیدن دارم ولی این تیر سه شعبه است خدایا چه کنم؟ گیرم از دور، نه این حنجره پیداست نه تیر با دو دستی که پر از خون شده حالا چه کنم سعید خرازی...
ادامه مطلب
گلچین اشعار مدح و مرثیه (حصار عشق) مدح و مرثیه قصد دارد بدود تاب و توانش رفته قصد دارد بدود تاب و توانش رفتهپیرمردی که غریبانه جوانش رفتههرچه میخواست که با پا برود باز نشدعجبی نیست سوی معرکه جانش رفتهوقت پیری همه امید پدرها پسراستتکیه گاه قدو بالای کمانش رفته..فرصت اینکه کند پا به رکابش هم نیستدیر راهی شود از دست زمانش رفتهاز سر ماذنه افتاد موذن برخاکتا به خیمه غم هنگام اذانش رفتهباچه ضجری به سر نعش علی می آیدباچه حالی که توان بهر بیانش رفتهآمد و دید پیمبر به زمین افتادهآمد و ...
ادامه مطلب
به حرم تا که تو را از سفرت آورند پدر پیر تو را پشت سرت آوردند چقدر در سر راهم پر خونین دیدم چه بلایی به سر بال و پرت آوردند چنگ ها جوشن و خوود و سپرت را بردند در عوض هرچه که می شد به سرت آوردند نیزه هایی که هنوز از نوکشان می ریزد لخته خون های گلویت خبرت آوردند پشت تو تا به حرم پیش رخ نامحرم شانه های خم زینب پدرت آوردند تا در آغوش کشم جسم تو را بار دگر تکه تکه تنی از دور و برت آوردند آخرین عضو تو وقتی به حرم آید شکر مادرت نیست بگویم پسرت آوردند حسن لطفی...
ادامه مطلب
واغربتا زِ غربتِ روز آیندهی کربلا واویلتا زِ محشرِ کبرای کربلا گویا قیامت آید و در قلبِ عالمین غوغا شود زِ آتشِ غوغای کربلا زهرا به روی نیلی خود لطمه می زند از ماجرای ماتمِ عُظمای کربلا از بارشِ مصیبت و سیلابِ حادثه دریای خون شود همه صحرای کربلا آوای جانگداز و جگر سوز اَلعَطَش پر می کشد به اوج ثریای کربلا با داسِ ظلم و کینه گلچین بی حیا پرپر شود تمامی گل های کربلا یکسو سپاهِ کوفی بی شرم و بی وفا یکسو شهنشهِ تک و تنهای کربلا خونین تنِ بُریر و زُهیر و حبیب و حُر...
ادامه مطلب
بیش از دمی که در دل صحرا ببینمتبگذار امشبی تک و تنها ببینمتاز هم گسسته رشته عمر مرا غمتمگذار بی کفن شبِ زمان آینده ببینمت گفتی که خواب دیدی و نیزه نشین شدیآیا سزات این همه بالا ببینمتداری نگاه جانب گودال می کنیدر قتلگاه تشنه لب آیا ببینمتاز کودکی مصیبت و غم دیده ام، ولیباید تو را مصیبت عظمی ببینمترضا باقریان...
ادامه مطلب
اشعار شهادت امام حسن مجتبی(علیه السلام)خواهر! از زهر جفا بال و پرم می سوزدبا تو آن قدر بگویم جگرم می سوزدجگرم سوخت ولی از اثر زهر نبودجگرم از غم مادر-پدرم می سوزدلحظه ای هم نرود از نظرم آتش دردائما فاطمه،پیش نظرم می سوزدزینب از غم من اشک مریز و بنگروز غم کرب و بلا چشم ترم می سوزد فکر گودالم و زانوی حرامی به کمرخواهر از غصه ی آن تن،کمرم می سوزد می کشد شمر سرش را به روی خاک زمینمن به یاد سر پاشیده،سرم می سوزدشاعر:محمود اسدی موضوعات مرتبط: شهادت امام حسن ع بخوانید...
ادامه مطلب
اشعار شهادت امام حسن مجتبی(علیه السلام)اینکه از زهر جفا جای به بستر داردطشتی از خون دل خویش برابر داردچشمهایش به در و منتظر آمدنیستزیر لب زمزمه مادر مادر دارد جگرش سوخته از یک غم و یک غربت نیستداغ ارثیست که در سینه مکرر داردزهر تنها کس و کار دل او گشت اگریادگاریست که از کینه همسر دردلحظه های سفرش در بغلش می گیردچادری را که بوی یاس معطر داردآرزو داشت نمی دید در آن کوچه تنگمادرش روی زمین لاله پرپر دارد گفت با گریه حسینم تو دگر گریه مکنکه حسن میرود و سایه خواهر دارد آه... لایوم کیوم تو که در صحرا کیست؟جسم صدچاک تو از روی زمین برداردشاعر:محمد علی بیابان موضوعات مرتبط: شهادت امام حسن ع بخوانید...
ادامه مطلب
چشم خود را باز کردم ابتدا گفتم حسینبا زبان اشک های بی صدا گفتم حسینیاد تو شرط قبولی نمازم بوده استدر قنوت خویش بعد از ربنا گفتم حسینماند هل من ناصرت بی پاسخ اما بارهاآمد از کرب و بلا لبیک تا گفتم حسیننام زهرا را شنیدم هر کجا گفتم علینام زینب را شنیدم هر کجا گفتم حسیندر مناجات شب جمعه نمی دانم چه شدبا دلی غم بار گفتم کربلا، گفتم حسینحالا به یاد قدیمی ها هر کی بلده:شب های جمعه فاطمه، با اضطراب و واهمهآید به دشت کربلا، گردد به دور قتلگاهگوید حسین من چه شد؟ نور دو عین من چه شد؟ موضوعات مرتبط: امام حسین مناجاتی بخوانید...
ادامه مطلب
حضرت زینب(س)کوفه -( از روی نیزه بر من غمگین نظاره ای )از روی نیزه بر من غمگین نظاره ایحرفی کنایه ای سخنی یا اشاره ایپلکی بزن که حال حرم روبه راه نیستکافی است بزم سوختگان را شراره ایسوسو بزن به سوی من ای سوی دیده امدر آسمان به جز تو ندارم ستاره ایدستم نمی رسد به سر نیزه ات اگردر دست زینب است گریبان پاره اییک قتلگاه رفتی و صد قتلگاه من...گشتم به هر دیار حسین دوباره ایچشمم کبود گشت و جدا از سرت نشداز بحر بر کنار نگردد کناره ایبا هر تکان نیزه تکان می خورد سرتجانا به گوش نیزه مگر گوشواره ایپیشانی ات شکست که پیشانی ام شکستآیینه بی خبر نشود از نظاره ایجایش به روی صورت من درد می گرفتمیخورد تا که بر رخ تو سنگ خاره ایبی پوشیه به پیش نگاه حرامیانجز آستین پاره نداریم چاره ای موضوعات مرتبط: مسیر کوفه تا ...
ادامه مطلب
ایستادند جسورانه تماشا کردندخون به قلب علی حضرت زهرا کردندعده ای مهر سکوتی به لب خود زده اندعده ای در سرشان نیت دعوا کردنداصلا انگار نه انگار که بیت زهراستهیزم آوردهو هم شعله مهیا کردندبا وصایای نبی با خوشان این مردمبعد پیغمبرشان آه چه بدتا کردندانتقام از علی از احد و خیبر بودبی جهت نیست که این قائله برپا کردندلشگر کینه حریف گل ریحانه نشدیا غلاف آمده و حل معما کردندبه تلافی ز علی همسر او را زده اندمیخ را در وسط سینه او جا کردندوسط کوچه به پیش علی افتاد زمینتا زمین خورد جماعت همه هورا کردندیاسرمسافر موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زهرا س بخوانید...
ادامه مطلب
تا تو بودی خیمه ها آرام بوددشمنم در کربلا ناکام بودتا تو بودی من پناهی داشتمبا وجود تو سپاهی داشتمتا تو بودی خیمه ها پاینده بوداصغر ششماهه من زنده بودتا تو بودی خیمه ها غارت نشدگوشوار بچه ها غارت نشدتا تو بودی دست زینب باز بودبودنت بهر حرم اعجاز بودتا تو بودی چهره ها نیلی نبوددستها آماده سیلی نبودتا که مشکت پاره و بی آب شددشمنت در خنده و شاداب شدپهنه پیشانی ات در هم شکستخیمه ات مثل حسین از پا نشستای که تو دست خدائی داشتیهستی ات را بر زمین بگذاشتیای که زینب خواهرت گردیده استفاطمه دور سرت گردیده استآنکه طاق ابروانت را شکستبعد تو بر سینه یارت نشستبعد تو دشمن هیاهو می کندوحشیانه بر حرم رو می کند89/9/23صفحه قبل صفحه بعد موضوعات مرتبط: شب تاسوعا بخوانید...
ادامه مطلب
تا به دل عشق تو را دارم'>دارم چه غم دارم حسینرابطه با کربلا دارم چه غم دارم حسینخانه ات آباد باد ای بی کفن ارباب منمن که از داغت عزادارم چه غم دارم حسینتو هزاران یار داری من ولی غیر از تو هیچتا به دربار تو جا دارم چه غم دارم حسینجان زهرا مادرت ای شاه مایوسم مکنتا بگویم ادعا دارم، چه غم دارم حسینای که تو دست نوازش بر سر حُر می کشیگر چه من بارِ خطا دارم، چه غم دارم حسینآمدم امروز عهدی با تو بندم سیدیمن به عهد خود وفا دارم چه غم دارم حسینهر کسی با دلبری نازد در این شش روز عمرمن چون تو دلربا دارم چه غم دارم حسین بخوانید...
ادامه مطلب
با عرض سلام خدمت شما دوست گرامیممنون که از وبلاگ بنده سر زدیداشعاری که در وبلاگ مشاهده میکنیدگلچینی از بهترین و زیباترین اشعار مدح و مرثیه اهل البیت (ع) هست که بنده این اشعار را در این چند سال گذشته در مجالس مختلف اجرا نموده ام که جهت استفاده دیگر مادحین عزیز دراین وبلاگ قراردادم تا همگان بتوانند استفاده کنند.قابل ذکر است که در جمع آوری این اشعار بنده وقت زیادی را صرف کرده ام باشد که انشا الله مورد قبول حضرت حق واقع شود شما برادر عزیز می توانید اشعار خودتان را از قسمت نظرات برای بنده بفرستید تا در وبلاک درج بشهلطفا با نظرات و پیشنهادات خودتان بنده را در این امر یاری بفرمایید نظر هم یادتون نره شماره همراه:09362701306شکر خدا که نام علی در اذان ماستما شیعه ایم و عشق علی ...
ادامه مطلب
بال ملائک وا شده شب شب نمازهآسمون پرواز ما تا مدینه بازهشب فرار غمهماه و ستاره همهمی گن خوش اومد به توگل پسر فاطمهعزیز زهرا حسین ۳پر شده تو دنیا صدای نغمه ی خدایی چقدر عاشقونه می خونه فاطمه لالاییگفته اذون به گوش او خود رسول الله گفته بگو حسین من علی ولی اللهنور ولایت هادی کوره راه عشقه شفاعت فطرس فقط کار شاه عشقهعشق مجسم حسیندلیل عالم حسین پاره ی قلب نبینگین خاتم حسینخیره شده مستیبه گل روی گل مولا چیره شده مستیرو عالم دلهای شیدادیوونه ها همه دارن به سر هوای تو از تو می خوان که جون بدن تو کربلای توجا داره تو قلب خدا هر کی با حسینه روی لب فرشته ها ذکر یا حسینهقنوت طاها حسینرکوع مولا حسین سجود زهرا حسینساقی سقا حسینپیش قدمهاش سر بگذارید اومد علمدار علم بیاریدمد...
ادامه مطلب
دل غریب من از گردش زمانه گرفتبه یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفتشبانه بغض گلو گیر من کنار بقیعشکست و دیده ز دل اشک دانه دانه گرفتکنار پنجره ها دیدگان پر اشکمسراغ مدفن پنهان و بی نشانه گرفتنشان شعله و درد و نوای زهرا راتوان هنوز ز دیوار و بام خانه گرفتمصیبتی است علی را که پیش چشمانشعدو امید دلش را به تازیانه گرفتچه گفت فاطمه کانگونه با تاثر و غمعلی مراسم تدفین او شبانه گرفتفراق فاطمه را بوتراب باور کردشبی که چوبه تابوت را به شانه گرفت [ شنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۱ ] [ 14:8 ] [ محمد باقر حصاری ] [ ] بخوانید...
ادامه مطلب
از كار غربتت گرهاي وا نميكنداين شهر ، با دل تو مدارا نميكنداين شهر ، زخم بيكسيات را...عزيز منجز با دواي زهر مداوا نميكنداين شهر ، در ميان خودش جز همين بقيعيك جاي امن بهر تو پيدا نميكنداينجا اگر كسي به سوي خانهات روددر را به غير ضرب لگد وا نميكنداين شهر ، شهرِ شعله و هيزم به دستهاستبا آل فاطمه به جز اين تا نميكندابن ِربيع ِ پست چه آورده بر سرت؟شرم و حيا ز سِنّ تو گويا نميكندبالاي اسب در پيِ خود ميكشاندترحمي به قامتِ خَمَت امّا نميكندتا ميخوري زمين به تو لبخند ميزنداصلاً رعايت رَمَقت را نميكندزخم زبانش از لب شمشير بدتر استيك ذرّه احترام به زهرا نميكندعلي صالحي [ جمعه ششم خرداد ۱۴۰۱ ] [ 0:6 ] [ محمد باقر حصاری ] [ ] بخوانید...
ادامه مطلب
اشعار شهادت امام جعفر صادق علیه السلام – علی صالحی از سوز زهر آب شد از پای تا سرمبا اشک هم قدم شده ساعات آخرم پایم به سوی قبله ، لبم غرق خون شدهدیگر رمق نمانده به اعضای پیکرم آه ای بقیع باز کن آغوش خویش رامن آخرین امانت شهر پیمبرم بار سفر به دوش گرفتم وَ با خودمیک عالَمه مصیبت و اندوه میبرم از غصه آه میکشم و ناله میزنمیا رب ببین زمانه چه آورده بر سرم دشمن شبی که پای برهنه مرا دواندداغ رقیه بود عیان در برابرم رحمی نکرد بر من و بر سنّ و سال منانداخت ریسمان به روی دست لاغرم ارث علی به من ز همه بیشتر رسیدسوزانده شد دو بار ، حریم مطهرم کاشانهام اگرچه به آتش کشیده شدامّا نسوخت چادر و گیسوی همسرم وقتی که دود خانهی ما را گرفته بوددیدم فرار میک...
ادامه مطلب
دگر کوفه ازطعنه ها خسته امغريبانه بارسفر بسته امشده اي خدايا،دلم تنگ زهرا،غريبم غريب**خدايازعمرم نمانده بسيخبرازدل من ندارد کسيمنم قرق درآه؛شده محرمم چاه،غريبم غريب**درددل باچاه**به تو گفتم آتش به خانه زدنعزيز مرا تازيانه زدندلم را شکستن،دودستم ببستن،غريبم غريب**بديدم درآن لحظه با چشم ترکه افت...
ادامه مطلب
يا علي سوز دلم را ساز كنسائلم در را به رويم باز كنياعلي در مانده ام دستم بگيرگوشه چشمي نما هستم بگيرتو زباغ داغها گل چيده ايسيلي و رخسار زهرا ديده ايداستان غنچه پرپر شدهقصه قرآن بي كوثر شدهقصه غمهاي زهرا و حسنماجراي كوچه و سيلي زدن [ شنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۱ ] [ 10:50 ] [ محمد باقر حصاری ] [ ] بخوانید...
ادامه مطلب
امطلب شعار نیلوبلاگ مناجات با امام حسین(ع) - حسن کردی تا مطلب زنده نیلوبلاگ مطلب ایم نیلوبلاگ مطلب شور نیلوبلاگ مطلب حسینی نیلوبلاگ شعار مطلب ماست نیلوبلاگاین سبک زندگی سند افتخار ماست ما انتخاب مادر قامت خمیده ایمفردا بهشت ،فاطمه در انتظار ماست روضه به روضه پای شما پ...
ادامه مطلب