جگرت آب شد از شدت گرما چه کنم
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 7:12
جگرت آب شد از شدت گرما چه کنم روی دستم نکن اینقدر تقلا چه کنم آب از کافر اگر خواسته بودم می داد گرهام وا نشد آخر به تمنا چه کنم کن حلالم اگر آغوش پدر امن نبود سرزده تیر رسید و بیمحابا چه کنم گیرم از چشم حرم حلق تو را پوشاندم تیر بیرون زدهِ از زیر عبا را چه کنم؟ از بدن، تجربهی تیر کشیدن دارم ولی ا...
گیسو به خاک می کشی ای مصطفای من
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 7:12
گیسو به خاک می کشی ای مصطفای من پای تنت به لرزه فتاده ست پای من قرآن من ورق ورق افتاده ای به خاک ذبح عظیم من شده ای در مِنای من در خون جاری از تن خود دست و پا مزن ای وسعت ضریح تنت کربلای من از بس صدا زدم ولدی حنجرم گرفت شاید محل دهی تو به سوز صدای من هرگز مجال نیست سخن با دهان پُر خون لخته مانع است ...
قصد دارد بدود تاب و توانش رفته
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 7:12
گلچین اشعار مدح و مرثیه (حصار عشق) مدح و مرثیه قصد دارد بدود تاب و توانش رفته قصد دارد بدود تاب و توانش رفتهپیرمردی که غریبانه جوانش رفتههرچه میخواست که با پا برود باز نشدعجبی نیست سوی معرکه جانش رفتهوقت پیری همه امید پدرها پسراستتکیه گاه قدو بالای کمانش رفته..فرصت اینکه کند پا به رکابش هم نیستدیر ر...
به حرم تا که تو را از سفرت آورند
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 7:12
به حرم تا که تو را از سفرت آورند پدر پیر تو را پشت سرت آوردند چقدر در سر راهم پر خونین دیدم چه بلایی به سر بال و پرت آوردند چنگ ها جوشن و خوود و سپرت را بردند در عوض هرچه که می شد به سرت آوردند نیزه هایی که هنوز از نوکشان می ریزد لخته خون های گلویت خبرت آوردند پشت تو تا به حرم پیش رخ نامحرم شانه های...
پا بر زمین نکش، جگرم تیر می کشد
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 7:12
پا بر زمين نكش، جگرم تير مي كشد اي نور ديده، پلك ترم تير مي كشد گفتم عصاي پيري من مي شوي، نشد ياري رسان مرا، كمرم تير مي كشد اي ميوه ي دلم چقدر آه مي كشي! اين سينه از غمت پسرم، تير مي كشد با خود نگفتي آخر از اين دست وپا زدن قلب شكسته ي پدرم تير مي كشد!؟ پهلوي تو چه زود مرا تا مدينه برد زخمي كبود در ...
داغی ست بر دلم که تسلا نمیشود
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 7:12
داغی ست بر دلم که تسلا نمیشود دیگر لب اذان گوی من وا نمیشود بر سینه از فراق جگر گوشه ی عزیز زخمی ست تا ابد که مداوا نمیشود ذبح عظیم من شده و فدیه ای جز او.... ....تفسیر آیه های فدینا نمیشود از اکبرم چه ریخت و پاشی نموده اند این تکه تکه در بغلم جا نمیشود اشکم کفاف این همه زخمش نمیدهد جایی برای بوسه ک...
واغربتا زِ غربتِ فردای کربلا
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 7:12
واغربتا زِ غربتِ روز آیندهی کربلا واویلتا زِ محشرِ کبرای کربلا گویا قیامت آید و در قلبِ عالمین غوغا شود زِ آتشِ غوغای کربلا زهرا به روی نیلی خود لطمه می زند از ماجرای ماتمِ عُظمای کربلا از بارشِ مصیبت و سیلابِ حادثه دریای خون شود همه صحرای کربلا آوای جانگداز و جگر سوز اَلعَطَش پر می کشد به اوج ثریای...
ظهر فردا چه کنم اینکه بد احوال شوی
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 7:12
ظهر زمان آینده چه کنم اینکه بد احوال شوی با لبِ تشنه زمین خورده و بی حال شوی ظهر روز بعد چه کنم غیر همین شیون و شین از کنار حرمت راهیِ گودال شوی ظهر روز آینده که زمین گیر شوی می بینی طعمه دست همین خولی و دجّال شوی چه کنم تا نروی، گر بروی می میرم وسط معرکه غرقابه به جنجال شوی تو مپندار که من طاقت مان...
بیش از دمی که در دل صحرا ببینمت
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 7:12
بیش از دمی که در دل صحرا ببینمتبگذار امشبی تک و تنها ببینمتاز هم گسسته رشته عمر مرا غمتمگذار بی کفن شبِ زمان آینده ببینمت گفتی که خواب دیدی و نیزه نشین شدیآیا سزات این همه بالا ببینمتداری نگاه جانب گودال می کنیدر قتلگاه تشنه لب آیا ببینمتاز کودکی مصیبت و غم دیده ام، ولیباید تو را مصیبت عظمی ببینمترض...
خواهر! از زهر جفا بال و پرم می سوزد
-
تاریخ: 1403/5/29 ساعت: 17:39
اشعار شهادت امام حسن مجتبی(علیه السلام)خواهر! از زهر جفا بال و پرم می سوزدبا تو آن قدر بگویم جگرم می سوزدجگرم سوخت ولی از اثر زهر نبودجگرم از غم مادر-پدرم می سوزدلحظه ای هم نرود از نظرم آتش دردائما فاطمه،پیش نظرم می سوزدزینب از غم من اشک مریز و بنگروز غم کرب و بلا چشم ترم می سوزد فکر گودالم و زانوی ...
اینکه از زهر جفا جای به بستر دارد
-
تاریخ: 1403/5/29 ساعت: 17:39
اشعار شهادت امام حسن مجتبی(علیه السلام)اینکه از زهر جفا جای به بستر داردطشتی از خون دل خویش برابر داردچشمهایش به در و منتظر آمدنیستزیر لب زمزمه مادر مادر دارد جگرش سوخته از یک غم و یک غربت نیستداغ ارثیست که در سینه مکرر داردزهر تنها کس و کار دل او گشت اگریادگاریست که از کینه همسر دردلحظه های سفرش در...
xa0شب جمعه حرمت بوی محرم دارد
-
تاریخ: 1403/5/15 ساعت: 20:29
شب جمعه حرمت بوی محرم داردبانویی کنج حرم مجلس ماتم داردشب جمعه شده و باز دلم رفت حرمدل آشفته ی من، صحن تو را کم داردمادرت روضه گرفته است برایت آقازیر لب زمزمه وای حسینم داردبیرق روضه عیان است ز روی گنبدمجلس روضه همانجاست که پرچم داردگریه ی مادرتان عرش خدا را لرزاندروضه آه بُنَیَّ چقدر غم داردحجره ها...
وقتی دلی شکست، یقینأ بها گرفت
-
تاریخ: 1403/5/15 ساعت: 20:29
وقتی دلی شکست، یقینأ بها گرفتدر سرسرای عرش معلا سرا گرفتقربان عاشقی که دلش بیقرار شدبعد از نماز شب ز خدا کربلا گرفتحال و هوای هیئتتان خوشتر از بهشتبا چای روضه بود که دل ها جلا گرفتصد مرده زنده می شود از ذکر یا حسینارباب ما شِفای مسیح از خدا گرفتزهرا نوشت نامه، خدا هم قبول کردباید وجود گریه کنان را ط...
چشم خود را باز کردم ابتدا گفتم حسین
-
تاریخ: 1403/5/15 ساعت: 20:29
چشم خود را باز کردم ابتدا گفتم حسینبا زبان اشک های بی صدا گفتم حسینیاد تو شرط قبولی نمازم بوده استدر قنوت خویش بعد از ربنا گفتم حسینماند هل من ناصرت بی پاسخ اما بارهاآمد از کرب و بلا لبیک تا گفتم حسیننام زهرا را شنیدم هر کجا گفتم علینام زینب را شنیدم هر کجا گفتم حسیندر مناجات شب جمعه نمی دانم چه شدب...
در گیر و دار غائله زینب اگر نبود
-
تاریخ: 1403/5/4 ساعت: 15:11
اشعار مسیر کوفه تا شام – مهدی رحیمیدر گیر و دار غائله زینب اگر نبودشلاق بود و سلسله زینب اگر نبودمیداد زجر٬ زجر دو چندان رقیه راآن شب میان قافله زینب اگر نبودما بین کربلا و همین روضه های ماتا حشر بود فاصله زینب اگر نبودبین صبور های جهان در کتاب هایک واژه بود حوصله٬ زینب اگر نبودذُخرالحسین بود برای م...
زنوک نی برادرxa0xa0 نگاهی کن بخواهر
-
تاریخ: 1403/5/4 ساعت: 15:11
زنوک نی برادر نگاهی کن بخواهرتکلم کن عزیزم ببین ـ حال دخــتر هلال زینب ـ نظر کن امشب که هستم در تب حسیناآه و واویلا ۳ حسینـــــاسرت شد سایه بانمتو نور دیده گانــــمبخوان قرآن حسینمتو ای ــ مهربانـــــمببین چشمانم ـ عزیـــز جانـــــم به تـــــو گریانم حسیناآه و واویــــلا........زحال من عیان اســـــت...
از روی نیزه بر من غمگین نظاره ای
-
تاریخ: 1403/5/4 ساعت: 15:11
حضرت زینب(س)کوفه -( از روی نیزه بر من غمگین نظاره ای )از روی نیزه بر من غمگین نظاره ایحرفی کنایه ای سخنی یا اشاره ایپلکی بزن که حال حرم روبه راه نیستکافی است بزم سوختگان را شراره ایسوسو بزن به سوی من ای سوی دیده امدر آسمان به جز تو ندارم ستاره ایدستم نمی رسد به سر نیزه ات اگردر دست زینب است گریبان پ...
طفل باشی غم بسیار ببینی سخت است
-
تاریخ: 1403/3/28 ساعت: 16:21
غربت و غارت و داغ و عطشطفل باشی غم بسیار ببینی سخت استغنچه باشی ستم خار ببینی سخت استغربت و غارت و داغ و عطش و در به درینصف روز این همه آزار ببینی سخت استاربا اربا تن داماد و اذان گوی حرمبه زمین دست علمدار ببینی سخت استروی تل بر سر و سینه زدن و بی کسیِدختر حیدر کرار ببینی سخت استزیر پا و ته گودال ام...
منم که شاهد کرببلای خونینم
-
تاریخ: 1403/3/28 ساعت: 16:21
هنوز داغدار آن ضربه های سنگینممنم که شاهد کرببلای خونینممرام جد غریبم شده است آئینممیان شهر مدینه به غربت مادرهنوز داغدار آن ضربه های سنگینمصدای العطش کودکان به یادم هستبه روز واقعه ی کربلاست غمگینمبه شام و کوفه مرا دست بسته می بردندسر بریده ی بر نیزه را به چشم می بینمبه روی ناقه تن خسته ام سیاه شده...
دیدم به دو چشم تر ای کاش نمی دیدم
-
تاریخ: 1403/3/28 ساعت: 16:21
دیدم'>دیدم به دو چشم تر ای کاش نمی دیدمبر خاک تن بی سر ای کاش نمی دیدماز کودکی ام دائم غم دیدم و رنج و دردیک کوه بلا یکسر ای کاش نمی دیدمباسنگ و سنان و تیر با چوب و عصا، شمشیرزد خصم برآن پیکر ای کاش نمی دیدمدیدم که چسان قاتل بیرون شده از مقتلدر دست گرفته سر ای کاش نمی دیدماز دور خودم دیدم می دیدم و ...