گلچین اشعار مدح و مرثیه (حصار عشق)

متن مرتبط با «برادران حضرت زینب سلام الله علیها در واقعه کربلا» در سایت گلچین اشعار مدح و مرثیه (حصار عشق) نوشته شده است

واغربتا زِ غربتِ فردای کربلا

  • نیلوبلاگ

    واغربتا زِ غربتِ روز آیندهی کربلا واویلتا زِ محشرِ کبرای کربلا گویا قیامت آید و در قلبِ عالمین غوغا شود زِ آتشِ غوغای کربلا زهرا به روی نیلی خود لطمه می زند از ماجرای ماتمِ عُظمای کربلا از بارشِ مصیبت و سیلابِ حادثه دریای خون شود همه صحرای کربلا آوای جانگداز و جگر سوز اَلعَطَش پر می کشد به اوج ثریای کربلا با داسِ ظلم و کینه گلچین بی حیا پرپر شود تمامی گل های کربلا یکسو سپاهِ کوفی بی شرم و بی وفا یکسو شهنشهِ تک و تنهای کربلا خونین تنِ بُریر و زُهیر و حبیب و حُر...

    ادامه مطلب
  • بیش از دمی که در دل صحرا ببینمت

  • نیلوبلاگ

    بیش از دمی که در دل صحرا ببینمتبگذار امشبی تک و تنها ببینمتاز هم گسسته رشته عمر مرا غمتمگذار بی کفن شبِ زمان آینده ببینمت گفتی که خواب دیدی و نیزه نشین شدیآیا سزات این همه بالا ببینمتداری نگاه جانب گودال می کنیدر قتلگاه تشنه لب آیا ببینمتاز کودکی مصیبت و غم دیده ام، ولیباید تو را مصیبت عظمی ببینمترضا باقریان...

    ادامه مطلب
  • در گیر و دار غائله زینب اگر نبود

  • نیلوبلاگ

    اشعار مسیر کوفه تا شام – مهدی رحیمیدر گیر و دار غائله زینب اگر نبودشلاق بود و سلسله زینب اگر نبودمیداد زجر٬ زجر دو چندان رقیه راآن شب میان قافله زینب اگر نبودما بین کربلا و همین روضه های ماتا حشر بود فاصله زینب اگر نبودبین صبور های جهان در کتاب هایک واژه بود حوصله٬ زینب اگر نبودذُخرالحسین بود برای مسیر شامدر قصه ی مباهله زینب اگر نبوداز شام تا به کوفه از این بیشتر یقینپا می گرفت آبله زینب اگر نبودقطعا پیام کرببلا جاودان نبودیک پای این معادله زینب اگر نبودصبر سکینه نیز به سر می رسید زوددر کوچه ها محصل زینب اگر نبودکشتی شکست خورده ی طوفان طعنه بوددر شام و کوفه ساحل زینب اگر نبودمهدی رحیمی موضوعات مرتبط: مسیر کوفه تا شام بخوانید...

    ادامه مطلب
  • زنوک نی برادرxa0xa0 نگاهی کن بخواهر

  • نیلوبلاگ

    زنوک نی برادر نگاهی کن بخواهرتکلم کن عزیزم ببین ـ حال دخــتر هلال زینب ـ نظر کن امشب که هستم در تب حسیناآه و واویلا ۳ حسینـــــاسرت شد سایه بانمتو نور دیده گانــــمبخوان قرآن حسینمتو ای ــ مهربانـــــمببین چشمانم ـ عزیـــز جانـــــم به تـــــو گریانم حسیناآه و واویــــلا........زحال من عیان اســـــتدو چشمم خونفشـانستمیان سیــــــنه مـــــنچه قلبــی ـــ نهان استسرت خونین است ـ دلم غمگین است ــ نوایم اینست حسیناآه و واویــــــلا.........عیسی دین محمدی موضوعات مرتبط: مسیر کوفه تا شام بخوانید...

    ادامه مطلب
  • شبهای قدر آمد و آقا نیامدی

  • نیلوبلاگ

    ۰۱,۳۷۵شبهای قدر آمد و آقا نیامدیزیباترین ستاره ی دنیا نیامدیما را امید وصلِ تو اینجا نشانده استما آمدیم, یوسف زهرا نیامدیگفتیم جمعه می رسد و می رسی, ولیجمعه گذشت و حضرت دریا نیامدیمانند طفل گم شده ای گریه می کنمخیمه نشین, از دل صحرا نیامدیامشب بیا به مجلس ما هم سری بزنقدرِ گذشته رفت و به اینجا نیامدیمثل یتیم کوفه خرابه نشین شدمصاحب عزای مجلس مولا نیامدیکنج خرابه کودکی آرام زیر لببا گریه گفت شب شده بابا نیامدیرضا باقریان موضوعات مرتبط: امام الزمان رمضان شب قدر بخوانید...

    ادامه مطلب
  • الا مـلائکة الله! انس و جـان! تبریک! xa0

  • نیلوبلاگ

    مرآت ولایت 5 – غلامرضا سازگارالا مـلائکة الله! انس و جـان! تبریک! تمام خلق زمین! اهل آسمان تبریک! پیمبـران خـدا! عیدتـان مبـارک بـاد ولی امر خدا! صاحبالزمـان! تبریک! ولادت پسر فاطمـه امام حسین به ذات پاک خداوند لامکان تبریک! خبر دهید به عالم که عید، عید خداست ادب کنیـد کـه میـلاد سیـدالشهداست **** خدا به حضرت زهرا پسر عطا کرده بگو به عالـم خلقت پـدر عطا کرده برای عفو گنهکارها به پیغمبر قویتـرین سنـد معتبـر عطـا کرده شکفته لالۀ لبخند بر لب احمد خدا به نخل امیدش ثمر عطا کرده جمال غیب خداوند دیده شد امشب فروغ نامتنهاهـی دمیـده شد امشب **** زند رسول خـدا بوسه بر لب و دهنش نه بر لب و دهنش بلکه عضوعضو تنش درود نـور بــه نـور جمــال زیبـایش سـلام روح بـه آیـات مصحف بدنش به جای...

    ادامه مطلب
  • چو دید تشنه ی لب های خشک او دریاست

  • نیلوبلاگ

    چو دید تشنه ی لب های خشک او دریاستبه آب خیره شد و ناله اش زدل برخواستکه آب! از چه نگر دیدی ازخجالت آب؟تو موج می زنی و تشنه یوسف زهراستز یک طرف تو زنی نعره از جگر در بحرز یک طرف به حرم بانگ العطش بر پاستقسم به فاطمه هرگز تو را نمی نوشمکه در تو عکس لب خشک سید الشهداستز خون دیده ی من روی موج بنویسیدکه از تمامی اطفال تشنه تر سقّاستخدا گواست که با چشم خویشتن دیدمسکینه را که لبش خشک و دیده اش دریاستدرون بحر همه ماهیان به هم گویندحسین تشنه و سیراب وحشی صحراستنوشته اند به لبxadهای خشک من ز ازلکه تشنه کام گذشتن ز بحر شیوه ی ماستز شیر خواره برایت پیام آوردمپیام داده که: ای آب غیرت تو کجاست؟صدای نعره ی دریا به گوش جان بشنوکه موج آب هم این طرفه بیت را گویاستسلام خالق منّان سلام خیرالنّاسسلام خیل شهیدان ...

    ادامه مطلب
  • در تمام عمر با چشمان تر گفتم حسین

  • نیلوبلاگ

    سید هاشم وفاییدر تمام عمر با چشمان تر گفتم حسیندر غمت با گریۀ شام سحر گفتم حسیندامنی لبریز گل در دامن خود یافتمتاکه بایاد غمت با چشم ترگفتم حسینباز شد بر روی من درهای الطاف خداچون که با آه غمی صاحب اثر گفتم حسینلحظه ای غافل نبودم من زیاد و نام تودر وطن بودم اگر یا در سفر گفتم حسینمن دل گم گشته ام را یافتم در کربلاهر زمان با ناله و سوز جگر گفتم حسینهمره زوارّ کوی تو به گوشم هر زمانآمد از کرببلای تو خبر گفتم حسینهیچ نامی لذتش بالاتر از نام تو نیستچون «وفائی» در همه عمرم اگر گفتم حسین موضوعات مرتبط: امام حسین مناجاتی بخوانید...

    ادامه مطلب
  • گریه دار است عجب نام ابا عبدالله

  • نیلوبلاگ

    قاسم نعمتی گریه دار است عجب نام اباعبدالله جان فدای عطش کام اباعبدالله هرکجا پر بکشم سوی حرم می آیم چون کبوتر شده ام رام اباعبدالله هرکسی صاحب اشک است نظر کرده ی اوست چشم ما شد ز ازل جام اباعبدالله خوش به حال شهدائی که رسیدند آخر با شهادت به سرانجام اباعبدالله غیر ارباب به هر بی سر و پا رو نزنیم ما که جلدیم سر بام اباعبدالله کعبه ام کرببلا ، پیرهن مشکی من می شود حوله ی احرام اباعبدالله نیزه داری به نوک نیزه ی خود ساکت کرد زیر لب ناله ی آرام اباعبدالله مادرش گوشه ی گودال تماشا میکرد غرق خون شد به خدا کام اباعبدالله موضوعات مرتبط: امام حسین مناجاتی بخوانید...

    ادامه مطلب
  • این است نوایِ دِلِ من در همه حالآت

  • نیلوبلاگ

    این است نوایِ دِلِ من در همه حالآتاز روزِ ازل تا بِ دم صبحِ مکافاتنقش است به لوحِ دلِ من با قلم عشقاین جاست حسینیۀ تو عمۀ سادات ...خوبانِ روزگار مسلمانِ زینبنددیوانۀ حسینُ پریشانِ زینبندآنان که خاک را به نظر کیمیا کنندحتماً کنیز و پیرغلامانِ زینبنددر جنت الحسین تمام حسینیانهستند غرق ناز که مهمان زینبندمرغان خوش صدای بهشتی تمامشانبیچاره طنین حسین جان زینبند ....کعبه رقیب حُرمت زینب نمی شودعالم حریف هیبت زینب نمی شوداین ها که گفته اند ز عیسی مسیح هایک قطره از کرامت زینب نمی شودهر جا که حرف اوست همان جاست کربلادر هر مکان که صحبت زینب نمی شود ...باید به سوی عرش خدایش سفر کندروی زمین رعایت زینب نمی شودتنها به احترام حسینش اسیر شدهر عاشقی که حضرت زینب نمی شودزینب اگر نبود محرّم نداشتیمهیئت نبود ، ...

    ادامه مطلب
  • عزیز فاطمه! بر درگه عفوت سر آوردم

  • نیلوبلاگ

    عزیز فاطمه! بر درگه عفوت سر آوردمگناهی از تمام کوه ها سنگین تر آوردممن آن حُرّم کز اول خویش را سد رهت کردمتو را در این زمین بین هزاران لشگر آوردمبه جای دسته گل با دست خالی آمدم امادلی صد پاره تر از لاله های پرپر آوردمنشد تا از فرات آب آورم از بهر اطفالتولی بر حنجر خشکیده ات چشم تر آوردمغبارم کن، به بادم ده مرا، دور سرت گردانفدایم کن که در میدان ایثارت سر آوردمگرفته جان به کف در محضرت، فرزند دلبندمقبولش کن که قربانی برای اصغر آوردمسرشک خجلت از چشمم چو باران بر زمین ریزدزبان عذرخواهی بر علیّ اکبر آوردمهمین ساعت که بر من یک نظر از لطف افکندیبه خود بالیدم و مانند فطرس پر برآوردمبده اذنم که خم گردم، ببوسم دست عبّاستکه روی عجز بر آن یادگار حیدر آوردم موضوعات مرتبط: شب سوم محرم الحرام بخوا...

    ادامه مطلب
  • بدم ؛ مرا به پیمبر ببخش یا الله !

  • نیلوبلاگ

    بدم ؛ مرا به پیمبر ببخش یا الله !به اشک دیده ی حیدر ببخش یا الله !.تمام دار و ندارم محبت زهراستمرا به سوره ی کوثر ببخش یا الله !.به اشک چشم حسین و حسن قبولم کنمرا به این دو برادر ببخش یا الله !.به درگه تو گناه مکرر آوردممرا به عفو مکرّر ببخش یا الله !.ببر به کرب و بلا زائر حسینم کنبه آن ضریح مطهر ببخش یا الله !.به دست های علمدار کربلا سوگندبه حرمت علی اکبر ببخش یا الله !.به بانگ العطش نازدانه های حسینبه خون حنجر اصغر ببخش یا الله !.به سیدالشهدا و به خون حنجر اوکه شد بریده ز خنجر ببخش یا الله !.به لحظه ای که سر نیزه گشت با زینبسر حسین ، برابر ، ببخش یا الله !.به خون میثم تمّار ، جرم ” میثم ” رابه روی او تو نیاور ؛ ببـخش یا الله!...استاد حاج غلامرضا سازگار نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست...

    ادامه مطلب
  • متن روضه حضرت زهرا سلام الله علیها _ حجت الاسلام میرزامحمدی

  • نیلوبلاگ

    السَّلامُ عَلَیْكِ یا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ، یا قُرَّةَ عَیْنِ الرَّسُولِگل، بر من و جوانی ِ من،گریه می کندبلبل به هم زبانی ِ من،گریه می کندمن گریه مخفیانه نمودم،ولی علیبر گریه ی نهانی ِ من گریه می کند*براتون بگم حال فاطمه این روزا چگونه ست؟امام صادق (ع)فرمود : " لَزمَتِ الفَراش"مادر ما تو بستر افتاد، دیگه نتونست بلند شه "وَ نَحِلَ جِسمُها و ذاب لَحمُها" روز به روز بدنش ضعیف و لاغر می شد "حَتی صارَت كالخَیال" از مادر ِ ما فقط یه شبهی باقی مانده بود، آماده ای یا نه؟ صدا زد :*از درد شانه،شانه نشد موی زینبمدختر به ناتوانی ِ من ،گریه می کنددلتون رو ببرم کربلادیگر حسین را نتوانم بغل کنماین گل به باغبانى ِ من گریه مى کند*الله اکبر، معلومه نمی تونس دیگه بغلش کنه با سینه ی شکسته ای که به سختی نفس می...

    ادامه مطلب
  • نگاه گریه داری داشت زینب

  • نیلوبلاگ

    نگاه گریه داری داشت زینبچه گام استواری داشت زینب رسیدم کربلا ای داد بی دادحسین سر جدا، ای داد بی دادچهل روز است گریانم حسین جانچو موی تو پریشانم حسین جانچهل روز است می خوانم حسین جانحسین جانم حسین جانم حسین جان همین جا شیرخواره گریه می کردرباب بی ستاره گریه می کرد همین جا دور اکبر را گرفتندز ما شبه پیغمبر ما را گرفتندهمین جا بود که دلها هم گرفت و ...کسی روی تن تو جا گرفت و ...همین که بر گلویت خنجر آمدصدای ناله ی زهرا در آمدهمین جا بود الف را دال کردندتنت را بارها پامال کردندته گودال را گودال کردندتو را با سم مرکب چال کردند تو ماندی و کبوتر رفت کوفهتو را کشتند و خواهر رفت کوفهخبر داری مرا بازار بردندمیان مجلس اغیار بردند [ جمعه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۱ ] [ 14:39 ] [ محمد باقر حصاری ] [ ...

    ادامه مطلب
  • يا علي سوز دلم را ساز كن(شب قدر)

  • نیلوبلاگ

    يا علي سوز دلم را ساز كنسائلم در را به رويم باز كنياعلي در مانده ام دستم بگيرگوشه چشمي نما هستم بگيرتو زباغ داغها گل چيده ايسيلي و رخسار زهرا ديده ايداستان غنچه پرپر شدهقصه قرآن بي كوثر شدهقصه غمهاي زهرا و حسنماجراي كوچه و سيلي زدن [ شنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۱ ] [ 10:50 ] [ محمد باقر حصاری ] [ ] بخوانید...

    ادامه مطلب
  • نگاهش را به چشمت دوخت زینب

  • نیلوبلاگ

    نگاهش را به چشمت دوخت زینبز چشمان تو صبر آموخت زینببه لب های تو می زد چوب، بوسهبه پیش چشم تو می سوخت زینب***فدای ذکر یارب یارب توچه اشکی دارد امشب زینب توبه لب آورده جان کاروان رابه هر چوبی که می زد بر لب تو***تمام روضه آن شب بر ملا بودگمانم کربلا در کربلا بودبمیرم بوسه های خیزرانیفقط یک روضه ی طشت طلا بودشاعر:یوسف رحیمی...

    ادامه مطلب
  • وقتی رسید قافله در مجلس یزید

  • نیلوبلاگ

    وقتی رسید قافله در مجلس یزیدبالا گرفت قائله در مجلس یزیداشک سر بریده در آمد که پا گذاشتزینب میان سلسله در مجلس یزیدزینب رسید و دور و برش جمع خسته ایبا پای پر ز آبله در مجلس یزیدداغ رباب تازه شد آن لحظ...

    ادامه مطلب
  • اگر دست پدر بودی به دستم

  • نیلوبلاگ

    سبک دشتیاگر دست پدر بودی به دستمچرا من در خرابه می نشستماگر می بود بابای نکویمنمی زد شمر دون سیلی به رویم***بابا چرا سر از خاك یک لحظه بر نداریحق داری ای پدر جان زیرا که سر نداریما را رسوا کردند با ضر...

    ادامه مطلب
  • اظهار درد دل به زبان آشنا نشد

  • نیلوبلاگ

    اظهار درد دل به زبان آشنا نشد دل شد زخون لبالب و این غنچه وا نشد آن جا از زمان که جدا از تنم شده است یکدم سر من از سر زانو جدا نشد با آنکه دست دشمن دو بازویم شکست دیدی که دامن تو زدستم رها نشد شرمنداه...

    ادامه مطلب
  • ای ز دست و سینه و بازوی تو حیدر، خجل!

  • نیلوبلاگ

    ای ز دست و سینه و بازوی تو حیدر، خجل! هم غلاف تیغ، هم مسمار در، هم در، خجل با غروب آفتاب طلعت نورانیاتگشتهام سر تا قدم از روی پیغمبر، خجل هم صدف بشكست، هم دردانهات از دست رفتسوختم بهر صدف، گردیدم ...

    ادامه مطلب