خرید بک لینک

هنوز داغدار آن ضربه های سنگینم

منم که 1 1 1
مرام جد غریبم شده است آئینم

میان شهر مدینه به غربت مادر
هنوز داغدار آن ضربه های سنگینم

صدای العطش کودکان به یادم هست
به روز واقعه ی کربلاست غمگینم

به شام و کوفه مرا دست بسته می بردند
سر بریده ی بر نیزه را به چشم می بینم

به روی ناقه تن خسته ام سیاه شده
به کعب نی ز نگاهی بنفشه می چینم

ز کربلا و به کوفه به شام لرزیدم
سر بریده ی بر روی نیزه را دیدم

رباب و اصغر و گهواره، خیمه ی بی آب
ز تشنگی و لب خشک و کودکی بی تاب

دو چشم ملتمسانه به سوی ساقی بود
تمام دشت به چشمان کودکانه سراب

به خیمه مشک عمو تشنه تر ز لب ها بود
که آسمان به سر ماه علقمه ست خراب

میان هلهله طفلی به روی دست پدر
که حرمله ز جفا شاه را داده جواب

میان خیمه رباب از فراق ناله زد و
به روی دوش پدر کودکش رفته بخواب

به چشم خویش غریبی جد خود دیدم
من از نگاه غریبانه لاله می چیدم

مرتضی محمودپور


موضوعات مرتبط: شهادت امام باقر ع

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: دوشنبه 28 خرداد 1403 ساعت: 16:21

صفحه بندی