بزم 1 و چوب جفا ولب 1
يارب از اين مشاهده زهرا چه مي كند
فرياد زدسكينه و گفتا كه عمه جان
بنگر يزيد با سر بابا چه مي كند
مزن ظالم حسين مادر ندارد
غريب است وكسي بر سر ندارد
تنش در قتله گه افتاد پر خون
دگر انگشت و انگشتر ندارد
مزن چوب جفا اي بي مروت
دگر اين تشنه لب اكبر ندارد
برچسب:
نویسنده: آروین مرادیان