خرید بک لینک

1 می شد 1 1 را 1

دست بسته, مو پریشان, مو کنان,مویه کنان

باورت می شد ببینی دختر خورشید را

کوچه کوچه در کنار سایه ینامحرمان

نه لبی مانده برای تو نه جایسالمی

من که گفتم این همه بالای نی قرآننخوان

چه عجب ! طشتی برای این سرت آوردهاند

ای سر منزل به منزل ای سر یحیینشان

تا همین که چشم تو افتاده برچشمان ما

چشم ما افتاده بر لبهای زیرخیزرا

ای تمامی غرور من فدای غیرتت

لطف کن این مرد شامی را از اینمجلس بران

این قدر قرآن مخوان این چوب هانامحرمند

شب بیا ویرانه هرچه خواستی قرآنبخوان

علی اکبر لطیفیان


موضوعات مرتبط: مسیر کوفه تا شام

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 19:59

صفحه بندی