
التماس دعای مخصوصدوست دارم برم نجف کنارتربت علیبنشینم گریه گریه کنم برای غربت علیدوست دارم برم نجف تو صحن ایوان طلامثل شمعی بسوزم غرق مصیبت علیقصه غربت او شعله به عالم می زندشب شنید وچاه ونخلستان شکایت علیکوفه ای شهر بلا ای خاک سرد فتنه خیزشاهدی بر غصه های بی نهایت علیمدینه تو هم بگو قصه تازیانه راجرم فاطمه چه بود به جز حمایت علیدستاشو بسته بودن به همسرش سیلی زدنبه خدا دل می سوزه از این حکایت علیناله فزت و رب الکعبه در محراب خوندر نماز واپسین ذکر شهادت علی موضوعات مرتبط: شهادت امام علی ع بخوانید...
ادامه مطلب
السَّلامُ عَلَیْكِ یا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ، یا قُرَّةَ عَیْنِ الرَّسُولِگل، بر من و جوانی ِ من،گریه می کندبلبل به هم زبانی ِ من،گریه می کندمن گریه مخفیانه نمودم،ولی علیبر گریه ی نهانی ِ من گریه می کند*براتون بگم حال فاطمه این روزا چگونه ست؟امام صادق (ع)فرمود : " لَزمَتِ الفَراش"مادر ما تو بستر افتاد، دیگه نتونست بلند شه "وَ نَحِلَ جِسمُها و ذاب لَحمُها" روز به روز بدنش ضعیف و لاغر می شد "حَتی صارَت كالخَیال" از مادر ِ ما فقط یه شبهی باقی مانده بود، آماده ای یا نه؟ صدا زد :*از درد شانه،شانه نشد موی زینبمدختر به ناتوانی ِ من ،گریه می کنددلتون رو ببرم کربلادیگر حسین را نتوانم بغل کنماین گل به باغبانى ِ من گریه مى کند*الله اکبر، معلومه نمی تونس دیگه بغلش کنه با سینه ی شکسته ای که به سختی نفس می...
ادامه مطلب
امشب علی می بیند اشک دخترش رادر کوفه می گوید اذان آخرش را مرغابیان خانه دامن را نگیریدخالی کنید ای عرشیان دور و برش را روی لبش انّا الیه راجعون استبر آسمان ها دوخته چشم ترش را با رفتن بابا خدا می داند و بسدر خانه بی تابی قلب دخترش را ای ابن ملجم زودتر از جای برخیزاو قصد دارد که ...
ادامه مطلب
در دم مردن بيا اندر كنارم يا حسينحق زهرا مادرت چشم انتظارم يا حسينخادمم ، عبدم ، غلامم ، نوكرم ، درمانده امسروري كن لحظه ي در احتضارم يا حسينبينوا را جان زهرا مادرت از در مرانمجرمم چشم شفاعت از تو دارم يا حسيندر سu200dؤال و پرسش قبرم بيا اي سرورمبي كس و بي مونس و بي غمگسارم يا حسينسايه ات را گر بگيري از سرم روز نشورمن يقين دارم كه اندر قعر نارم يا حسيناين لباس نوكري را اي شه از نوكر مگيرچون كه يك عمري بود اين افتخارم يا حسين...
ادامه مطلب
زمزمه مناجات با امام زمان (عج) بسبک: دوباره مرغ روحمسه شنبه هاکه میشه دلم خدایی میشهبرای جمکرانِ آقا هوایی می شهپرستوی وجودم کشیده پر دوبارهشعله ی عشق تو زد قلب منو شرارهیابن الحسن کجاییداد از غم جداییالهی که همیشه نوکر تو بمونم از در خونه ی خود دست خالی نرونمخداکنه فدات شم فدای خاک پات شمتو راه جمکرانت فدای نوکرات شمیابن الحسن کجاییداد از غم جداییاگه دعاکنی تو برای من همیشهاین دل عاشق من از تو جدا نمیشهجامونده ام ز عشقت آقا منو نیگا کنبه این غلام سیاهت یه کربلا عطا کنیابن الحسن کجاییداد از غم جدایی...
ادامه مطلب
هر صبح می کنم به ظهورت دعا بیاای آشنای خلوت هر آشنا بیاهر پنجره به روی شما موج می زندای روح پر تلاطم دریا بیا بیاای در تو زنده تا به ابد صبر فاطمهآقا به حق ناله خیرالنسا بیادریاب با تصدقی این مستمند راای حضرت کریم ، عزیز خدا بیااز فرط مصیبت شده ام تحبس الدعابنما خودت برای ظهورت دعا بیااز قتلگاه ناله هل من معین رسدای وارث حسین سوی کربلا بیاطفلان تشنه حسرت عباس می خورندای ساقی دوباره آن خیمه ها بیا...
ادامه مطلب
درد دوري حرم راچه كنمشده ايام صفر درد دلم را چه كنمكاروان آمده شام اين همه غم را چه كنمروضه رفتم همه ي ماهِ محرم قلبمنشد آرام بگو چشم ترم را چه كنمترسم آخر به لبم جان رسد و جان بدهمغمِ زينب شِكَنَد بال و پرم را چه كنمگفت زينب كه دمِ هجرِ تو داداش شكستگريه دختركِ تو كمرم را چ كنملحظه اي كه به سر غرقِ به خونت ميگفت:ميگذارند همه سر به سرم را چه كنموسطِ روضه دمي حرفِ خرابات شدهاين وسط حالِ دلِ محتضرم را چه كنممانده گر كه شبي روضه و هيئت نرومآن شب اين دردِ دلِ در به درم را چه كنمگيرم اصلا همه ي ماهِ صفر هم سر شد اين دلِ زخمي و خونين جگرم را چه كنمآرزويِ پدر است كرببلايي شدنمنشود غصه ي قلبِ پدرم را چه كنمگيرم اصلا همه ي درد دلم شد آراممنِ محزون غمِ دوريِ حرم را چه كنم...
ادامه مطلب
به کربلا کفن مگر بغیر بوریا نبودمگر حسین فاطمه عزیز مصطفی نبودمگر کسی که کشته شد تنش برهنه میکنندمگر که پاره پیروهن به پیکرش روا نبودسرش به نوک نیزه ها تنش به خاک کربلاکفن برای او بجز شکسته نیزه ها نبودتشنه جگر شهید شد ز ظلم دشمنان مگر؟فرات مهر مادرش سیده النساء نبودگر از بدن بریده شد سر عزیز مصطفیدگر به نوک نیزه ها نهادنش سزا نبود------به سوی شام و کوفه ات چه ظالمانه می برننمی روم ولی مرا به تازیانه می برنسر تو را به روی نی زدند این ستمگراننمی رو م ولی مرا به این بهانه می برن...
ادامه مطلب
کعبه بی نام و نشان می ماند اگر زینب نبود بی امان دارالامان می ماند اگر زینب نبود گرچه دانند انبیا هر یک نشان از کربلا کربلا هم بی نشان می ماند اگر زینب نبود مکتب سرخ تشیع از غدیر آغاز گشت تا ابد بی پاسبان می ماند اگر زینب نبود کاروان مهدویت بر مسیرفتنه ها بی امیر کاروان می ماند اگر زینب نبود کرد اسلام حسنی از یزیدی را جدا حق و باطل توامان می ماند اگر زینب نبود شد گلستان کربلا از لاله های احمدی این گلستان در خزان می ماند اگر زینب نبود شعله ی عالم فروز نهضت سرخ حسین زیر خاکستر نهان می ماند اگر زینب نبود ناله مظلومی لب تشنگان دشت خون در گلوگاه زمان می ماند...
ادامه مطلب
اشعار امام زمان(عج) – شب تاسوعابیا که در غم دوری ماه گریه کنیمز داغ این سحر بی پگاه گریه کنیممحرم است بیا زیر خیمه های عزابر این سر بی سرپناه گریه کنیمکجایی ای نفست سوز روضه خوانی هاز سینه آه بکش تا ز آه گریه کنیممرا مسافر ایام اربعینت کنکه در کنار تو مابین راه گریه کنیمشب عموست تو باید که روضه خوان باشیکه در عزای امیر سپاه گریه کنیمچه میشد امشب ما نیز کربلا بودیمبرای فاطمه در قتلگاه گریه کنیم...
ادامه مطلب
امام زمان(عج)-مناجات شب تاسوعاخود را مقیم وادی احساس می کنمدل را خمار بوی گل یاس می کنمتا نام پاک ساقی لب تشنه می برمبوی تو را به میکده احساس می کنمتا وا کنی دگر گرهِ کورِ کارِ من...خود را دخیل حضرت عباس می کنماشكی كه داده ای به دو دنیا نمی دهمکی اعتنا به گوهر و الماس می كنم؟تا که بیایی از سفر ای باغبان عشقیاد گل شکسته قد از داس می کنمامشب برای خواندنِ این روضه های سختآقا ببخش این همه وسواس می کنم!دست بریده بود و علم بود و مشک بودقد خمیده بود و حرم بود و اشک بود...
ادامه مطلب
امام زمان(عج)-مناجات محرمیالا ای قبله گاه دل كجایی؟محرّم شد... نمی خواهی بیایی؟بیا یك بار تا دورت بگردمبیا كه مُردم از داغ جداییبیا یك سر به جمع سینه زن هاكه شاید بشنوم از تو صداییفدای ناله های آتشینتمیان روضه های نینواییكنار قتلگه یا خیمه گاهی!نمی دانم كجای كربلایی!هوای روضه های صبح گاهتدل دیوانه را كرده هواییشود آیا برای روضه خواندنمرا هم یک دهه دعوت نمایی؟مجتبی روشن روان...
ادامه مطلب
وقتی حسین جنس غمش فرق میکند حتمازیارت حرمش فرق میکند . دارم یقین که نوکریش به زشاهی است این شاه بی بدل کرمش فرق میکند دارم مدام چشم امیدی به اصغرش دستان کوچک پسرش فرق میکند درلحظه های آخر عمرم خدا کند آقا نظر کند، نظرش فرق میکند گفته امام ضامن ما "فابک للحسین" زیرا مصائب و المش فرق میکند هرگز ندیده ایم حصیری شود کفن این شاه بی کفن کفنش فرق میکند شبهای جمعه فاطمه فریاد میزند زخمی که خورد بر بدنش فرق میکند . باز این چه شورش است که در خلق عالم است حقا که شعر محتشمش فرق میکند...
ادامه مطلب
به سوی شام و کوفه ام، چه دل شکسته می برند ببین که زینب تو را، غریب و خسته می برند همان وجود نازنین، خدای صبر در زمین تمام رکنقامتش، ز هم گسسته می برند زیارت تو آمدم، سرت نبود یا حسین مرا برای دیدن سر شکسته می برند تو در تنور و کودکان، میان آتش حرم غم تو و یتیم تو، به دل نشسته می برند ببین که یک شبه شده، جمال ما همه کبود ز قتله گاه تو مرا، به دست بسته می برند سر امیر لشگرت، به نیزه ها نمی نشست ولی ز بغض و کین سرش، به نیزه بسته می برند برای کودکان خود، ز گوش کودکان تو تمام گوشواره ها، به دست بسته می برند شاعر:جواد حیدری...
ادامه مطلب
حسن لطفیخواهم که بوسه ات زنم اما نمی شودجایی برای بوسه که پیدا نمی شودلب را به هم بزن و نفس زن که هیچ چیزشیرین تر از شنیدن بابا نمی شوداین پیرمرد بی تو زمین گیر می شودبی شانه ی تو مانده اگر پا نمی شودهر عضو را که دیده ام از هم گشوده استجز چشم تو که بر رخ من وا نمی شودخشکم زده کنار تو و خنده هایشانخواهم بلند گردم از این جا نمی شودای پاره پاره تن ز دل پاره پاره امگفتم بغل کنم بدنت را نمی شودباید کفن به وسعت یک دشت آورمدر یک کفن که پیکر تو جا نمی شودحجله گرفته پای تنت مادرم ببیناشکم حریف گریه ی زهرا نمی شود...
ادامه مطلب
نقـش بـیـابـان دیـدم آخـر پـیـکـرت رااز مـن نـگـیـر اکـبـر نـگـاه آخــرت راداغت تمام خیمه گاهم را به هم ریختحـالا چـه گـویـم مـن جواب مادرت رامـن هـم شبیه خاک صحرا تشنه هستمبـالا بـگـیـر ای شـبه پـیغمبر سرت رادشمـن مـیـان مـقـتـلت بـا خنده میگفتحــالا بـیــا بــردار جـسـم اکــبـرت رافریاد بابا گفـتـنـت خـیلی ضعیف استاز بس که خون پُر کرده راه حنجرت رااز زیر بال وپر سرت بیرون گرفتیباران تیر آمد وضو در خون گرفتیگـفـتـم خـدایـا اسـتـجـابـت کـن دعــایـماز مــن نـگـیـر یـارب تـمـام کـربـلایماین خاک صحرا با صدایت خوگرفتهبـرخیـزازجـا تـا اذان گــ...
ادامه مطلب
اشعارشهادتحضرت رقیه سلام الله علیها *** نیمۀ شب شده و خواب پریشان دارم گوشۀ لعل لبم ذکر پدر جان دارم بی جهت نیست که اندوه فراوان دارم خواب دیدم که سری را روی دامان دارم دیدم آن سر، سر باباست خدا رحم کند عمّه ام گرم تماشاست خدا رحم کند تا که از خواب پریدم همه جا روشن بود طبق نور روی گوشه ای از دامن بود کنج ویرانه پر از عطر و بوی گلشن بود چشم های پدرم خیره به سوی من بود تا که چشمم به سر افتاد زبانم وا شد لیلۀ قدر من امشب چقدر زیبا شد آمدی یوسف کنعان، چه عجب بابا جان شده ویرانه گلستان، چه عجب بابا جان به سر آمد غم هجران، چه عجب بابا جان آمده بر تن من جان...
ادامه مطلب
دلبرم یوسف زهراست خدا میداندیادش آرامش دلهاست خدا میداندعلت غیبت او هست گناه من وتوخون جگر،از گنه ماست خدا میداندبر عطا و کرمش جن و ملک محتاجنداز دمش زنده مسیحاست خدا میداندهمه دنبال زر و سیم و گرفتار دلندپسر فاطمه تنهاست خدا میداندآری اعمال من و توست حجاب من و توورنه آن چهره هویداست خدا میدانداز همه بیشتر آنکس که بود منتظرشمادرش حضرت زهراست خدا میداندآن مصیبت كه كند گریه برایش شب و روزروضه زینب كبری است،خدا میداندhttps://telegram.me/hesary4عضویت در کانال تلگرامی گلچین اشعار مدح و مرثیه (حصار عشق)...
ادامه مطلب
اشعار گودال قتلگاه * زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها *** یااخا،جانم فدای لحطه های آخرتناله از دل می کشیدم با نگاه پیکرتشمر ملعون آمد و سر را بریده از قفامادرت زهرا شده زائر به بالای سرتیک طرف افتاده سر امّا ببین شیبُ الخضیبآن طرف افتاده جسم نازنین و اطهرتمن کجا،مقتل کجا،کرب و بلایت یا حسینهر طرف دیدم حسینم، آیه های پرپرتجان من،اهل حرم در شور و شین افتاده اندمانده ام من با نواهای لطیف دخترتاز عطش، طفلان تشنه ،حسرت ساقی خورَندیک صدا نجوایشان شد،خوش به حال اصغرتارباً اربا شد علی اکبر وَ مویت شد سپیدبر سر و سینه زدی در پیش جسم اکبرتمن چه گویم در غم هج...
ادامه مطلب
اشعار شام غریبان *** دیدم لب عطشان را ، ای کاش نمی دیدمارباب پریشان را ، ای کاش نمی دیدمبی یار و معین ارباب ، تنها وسط میداندیدم شه خوبان را ، ای کاش نمی دیدملشکری پر از کینه ، خنجر به روی حنجربر قلب سلیمان را ، ای کاش نمی دیدموقتی که برون آمد شمر از وسط مقتلدیدم سر جانان را ای کاش نمی دیدماز بعد غروب آن روز در چنگ حرامی هادیده ام یتیمان را ای کاش نمی دیدمآتش وسط خیمه ای وای چه می بینمیک شام غریبان را ای کاش نمی دیدمسرها به روی نیزه خیمه همه در نالهاشکان یتیمان را ای کاش نمی دیدماز کوفه به شام هردم در روبرویم آوردسرهای شهیدان را ای کاش نمی دیدمسختی و اسارت ...
ادامه مطلب