گلچین اشعار مدح و مرثیه (حصار عشق)

متن مرتبط با «مسیر کوفه تا شام» در سایت گلچین اشعار مدح و مرثیه (حصار عشق) نوشته شده است

قصد دارد بدود تاب و توانش رفته

  • نیلوبلاگ

    گلچین اشعار مدح و مرثیه (حصار عشق) مدح و مرثیه قصد دارد بدود تاب و توانش رفته قصد دارد بدود تاب و توانش رفتهپیرمردی که غریبانه جوانش رفتههرچه میخواست که با پا برود باز نشدعجبی نیست سوی معرکه جانش رفتهوقت پیری همه امید پدرها پسراستتکیه گاه قدو بالای کمانش رفته..فرصت اینکه کند پا به رکابش هم نیستدیر راهی شود از دست زمانش رفتهاز سر ماذنه افتاد موذن برخاکتا به خیمه غم هنگام اذانش رفتهباچه ضجری به سر نعش علی می آیدباچه حالی که توان بهر بیانش رفتهآمد و دید پیمبر به زمین افتادهآمد و ...

    ادامه مطلب
  • به حرم تا که تو را از سفرت آورند

  • نیلوبلاگ

    به حرم تا که تو را از سفرت آورند پدر پیر تو را پشت سرت آوردند چقدر در سر راهم پر خونین دیدم چه بلایی به سر بال و پرت آوردند چنگ ها جوشن و خوود و سپرت را بردند در عوض هرچه که می شد به سرت آوردند نیزه هایی که هنوز از نوکشان می ریزد لخته خون های گلویت خبرت آوردند پشت تو تا به حرم پیش رخ نامحرم شانه های خم زینب پدرت آوردند تا در آغوش کشم جسم تو را بار دگر تکه تکه تنی از دور و برت آوردند آخرین عضو تو وقتی به حرم آید شکر مادرت نیست بگویم پسرت آوردند حسن لطفی...

    ادامه مطلب
  • واغربتا زِ غربتِ فردای کربلا

  • نیلوبلاگ

    واغربتا زِ غربتِ روز آیندهی کربلا واویلتا زِ محشرِ کبرای کربلا گویا قیامت آید و در قلبِ عالمین غوغا شود زِ آتشِ غوغای کربلا زهرا به روی نیلی خود لطمه می زند از ماجرای ماتمِ عُظمای کربلا از بارشِ مصیبت و سیلابِ حادثه دریای خون شود همه صحرای کربلا آوای جانگداز و جگر سوز اَلعَطَش پر می کشد به اوج ثریای کربلا با داسِ ظلم و کینه گلچین بی حیا پرپر شود تمامی گل های کربلا یکسو سپاهِ کوفی بی شرم و بی وفا یکسو شهنشهِ تک و تنهای کربلا خونین تنِ بُریر و زُهیر و حبیب و حُر...

    ادامه مطلب
  • ایستادند جسورانه تماشا کردند

  • نیلوبلاگ

    ایستادند جسورانه تماشا کردندخون به قلب علی حضرت زهرا کردندعده ای مهر سکوتی به لب خود زده اندعده ای در سرشان نیت دعوا کردنداصلا انگار نه انگار که بیت زهراستهیزم آوردهو هم شعله مهیا کردندبا وصایای نبی با خوشان این مردمبعد پیغمبرشان آه چه بدتا کردندانتقام از علی از احد و خیبر بودبی جهت نیست که این قائله برپا کردندلشگر کینه حریف گل ریحانه نشدیا غلاف آمده و حل معما کردندبه تلافی ز علی همسر او را زده اندمیخ را در وسط سینه او جا کردندوسط کوچه به پیش علی افتاد زمینتا زمین خورد جماعت همه هورا کردندیاسرمسافر موضوعات مرتبط: شهادت حضرت زهرا س بخوانید...

    ادامه مطلب
  • تا تو بودی خیمه ها آرام بود

  • نیلوبلاگ

    تا تو بودی خیمه ها آرام بوددشمنم در کربلا ناکام بودتا تو بودی من پناهی داشتمبا وجود تو سپاهی داشتمتا تو بودی خیمه ها پاینده بوداصغر ششماهه من زنده بودتا تو بودی خیمه ها غارت نشدگوشوار بچه ها غارت نشدتا تو بودی دست زینب باز بودبودنت بهر حرم اعجاز بودتا تو بودی چهره ها نیلی نبوددستها آماده سیلی نبودتا که مشکت پاره و بی آب شددشمنت در خنده و شاداب شدپهنه پیشانی ات در هم شکستخیمه ات مثل حسین از پا نشستای که تو دست خدائی داشتیهستی ات را بر زمین بگذاشتیای که زینب خواهرت گردیده استفاطمه دور سرت گردیده استآنکه طاق ابروانت را شکستبعد تو بر سینه یارت نشستبعد تو دشمن هیاهو می کندوحشیانه بر حرم رو می کند89/9/23صفحه قبل صفحه بعد موضوعات مرتبط: شب تاسوعا بخوانید...

    ادامه مطلب
  • تا به دل عشق تو را دارم چه غم دارم حسین

  • نیلوبلاگ

    تا به دل عشق تو را دارم'>دارم چه غم دارم حسینرابطه با کربلا دارم چه غم دارم حسینخانه ات آباد باد ای بی کفن ارباب منمن که از داغت عزادارم چه غم دارم حسینتو هزاران یار داری من ولی غیر از تو هیچتا به دربار تو جا دارم چه غم دارم حسینجان زهرا مادرت ای شاه مایوسم مکنتا بگویم ادعا دارم، چه غم دارم حسینای که تو دست نوازش بر سر حُر می کشیگر چه من بارِ خطا دارم، چه غم دارم حسینآمدم امروز عهدی با تو بندم سیدیمن به عهد خود وفا دارم چه غم دارم حسینهر کسی با دلبری نازد در این شش روز عمرمن چون تو دلربا دارم چه غم دارم حسین بخوانید...

    ادامه مطلب
  • از سوز زهر آب شد از پای تا سرم

  • نیلوبلاگ

    اشعار شهادت امام جعفر صادق علیه السلام  – علی صالحی از سوز زهر آب شد از پای تا سرمبا اشک هم قدم شده ساعات آخرم پایم به سوی قبله ، لبم غرق خون شدهدیگر رمق نمانده به اعضای پیکرم آه ای بقیع باز کن آغوش خویش رامن آخرین امانت شهر پیمبرم بار سفر به دوش گرفتم وَ با خودمیک عالَمه مصیبت و اندوه میبرم از غصه آه میکشم و ناله میزنمیا رب ببین زمانه چه آورده بر سرم دشمن شبی که پای برهنه مرا دواندداغ رقیه بود عیان در برابرم رحمی نکرد بر من و بر سنّ و سال منانداخت ریسمان به روی دست لاغرم ارث علی به من ز همه بیشتر رسیدسوزانده شد دو بار ، حریم مطهرم کاشانهام اگرچه به آتش کشیده شدامّا نسوخت چادر و گیسوی همسرم وقتی که دود خانهی ما را گرفته بوددیدم فرار میک...

    ادامه مطلب
  • دگر کوفه ازطعنه ها خسته ام

  • نیلوبلاگ

    دگر کوفه ازطعنه ها خسته امغريبانه بارسفر بسته امشده اي خدايا،دلم تنگ زهرا،غريبم غريب**خدايازعمرم نمانده بسيخبرازدل من ندارد کسيمنم قرق درآه؛شده محرمم چاه،غريبم غريب**درددل باچاه**به تو گفتم آتش به خانه زدنعزيز مرا تازيانه زدندلم را شکستن،دودستم ببستن،غريبم غريب**بديدم درآن لحظه با چشم ترکه افت...

    ادامه مطلب
  • تا زنده ایم شور حسینی شعار ماست

  • نیلوبلاگ

    امطلب شعار نیلوبلاگ مناجات با امام حسین(ع) - حسن کردی تا مطلب زنده نیلوبلاگ مطلب ایم نیلوبلاگ مطلب شور نیلوبلاگ مطلب حسینی نیلوبلاگ شعار مطلب ماست نیلوبلاگاین سبک زندگی سند افتخار ماست ما انتخاب مادر قامت خمیده ایمفردا بهشت ،فاطمه در انتظار ماست روضه به روضه پای شما پ...

    ادامه مطلب
  • مصیبت شام

  • نیلوبلاگ

    درد دوري حرم راچه كنمشده ايام صفر درد دلم را چه كنمكاروان آمده شام اين همه غم را چه كنمروضه رفتم همه ي ماهِ محرم قلبمنشد آرام بگو چشم ترم را چه كنمترسم آخر به لبم جان رسد و جان بدهمغمِ زينب شِكَنَد بال و پرم را چه كنمگفت زينب كه دمِ هجرِ تو داداش شكستگريه دختركِ تو كمرم را چ كنملحظه اي كه به سر غرقِ به خونت ميگفت:ميگذارند همه سر به سرم را چه كنموسطِ روضه دمي حرفِ خرابات شدهاين وسط حالِ دلِ محتضرم را چه كنممانده گر كه شبي روضه و هيئت نرومآن شب اين دردِ دلِ در به درم را چه كنمگيرم اصلا همه ي ماهِ صفر هم سر شد اين دلِ زخمي و خونين جگرم را چه كنمآرزويِ پدر است كرببلايي شدنمنشود غصه ي قلبِ پدرم را چه كنمگيرم اصلا همه ي درد دلم شد آراممنِ محزون غمِ دوريِ حرم را چه كنم...

    ادامه مطلب
  • شب تاسوعا

  • نیلوبلاگ

    ________________________زِ هرجا میرسد بوی ابالفضلجهانمستازگلِروی ابالفضلبنفشه با تمام دلرباییندارد عطرگیسویابالفضلهلال نو اگر خواهی ببینیمنگهکنطاق ابروی ابالفضلهزاران سوسن وناز وشقایقنمیارزدبهیک موی ابالفضلشود هر محفلی رایک سخنگوبود زینب سخنگوی ابالفضلچهسرّیدر دلزینب نهان استکه می بوسد زِبازوی ابالفضلهمی گوید به هنگام نوازشبنازمخلقتوخوی ابالفضلهرآنکَسراکهدردیناعلاج استبیاید عاقبت سوی ابالفضلمریضی دارم اندر کنج خانهشفا خواهم ز داروی ابالفضل_______________________...

    ادامه مطلب
  • شام غریبان و یازدهم محرم الحرام

  • نیلوبلاگ

    به کربلا کفن مگر بغیر بوریا نبودمگر حسین فاطمه عزیز مصطفی نبودمگر کسی که کشته شد تنش برهنه میکنندمگر که پاره پیروهن به پیکرش روا نبودسرش به نوک نیزه ها تنش به خاک کربلاکفن برای او بجز شکسته نیزه ها نبودتشنه جگر شهید شد ز ظلم دشمنان مگر؟فرات مهر مادرش سیده النساء نبودگر از بدن بریده شد سر عزیز مصطفیدگر به نوک نیزه ها نهادنش سزا نبود------به سوی شام و کوفه ات چه ظالمانه می برننمی روم ولی مرا به تازیانه می برنسر تو را به روی نی زدند این ستمگراننمی رو م ولی مرا به این بهانه می برن...

    ادامه مطلب
  • اشعار امام زمان(عج) – شب تاسوعا

  • نیلوبلاگ

    اشعار امام زمان(عج) – شب تاسوعابیا که در غم دوری ماه گریه کنیمز داغ این سحر بی پگاه گریه کنیممحرم است بیا زیر خیمه های عزابر این سر بی سرپناه گریه کنیمکجایی ای نفست سوز روضه خوانی هاز سینه آه بکش تا ز آه گریه کنیممرا مسافر ایام اربعینت کنکه در کنار تو مابین راه گریه کنیمشب عموست تو باید که روضه خوان باشیکه در عزای امیر سپاه گریه کنیمچه میشد امشب ما نیز کربلا بودیمبرای فاطمه در قتلگاه گریه کنیم...

    ادامه مطلب
  • امام زمان(عج)-مناجات شب تاسوعا

  • نیلوبلاگ

    امام زمان(عج)-مناجات شب تاسوعاخود را مقیم وادی احساس می کنمدل را خمار بوی گل یاس می کنمتا نام پاک ساقی لب تشنه می برمبوی تو را به میکده احساس می کنمتا وا کنی دگر گرهِ کورِ کارِ من...خود را دخیل حضرت عباس می کنماشكی كه داده ای به دو دنیا نمی دهمکی اعتنا به گوهر و الماس می كنم؟تا که بیایی از سفر ای باغبان عشقیاد گل شکسته قد از داس می کنمامشب برای خواندنِ این روضه های سختآقا ببخش این همه وسواس می کنم!دست بریده بود و علم بود و مشک بودقد خمیده بود و حرم بود و اشک بود...

    ادامه مطلب
  • مسیر کوفه تا شام

  • نیلوبلاگ

    به سوی شام و کوفه ام، چه دل شکسته می برند ببین که زینب تو را، غریب و خسته می برند همان وجود نازنین، خدای صبر در زمین تمام رکنقامتش، ز هم گسسته می برند زیارت تو آمدم، سرت نبود یا حسین مرا برای دیدن سر شکسته می برند تو در تنور و کودکان، میان آتش حرم غم تو و یتیم تو، به دل نشسته می برند ببین که یک شبه شده، جمال ما همه کبود ز قتله گاه تو مرا، به دست بسته می برند سر امیر لشگرت، به نیزه ها نمی نشست ولی ز بغض و کین سرش، به نیزه بسته می برند برای کودکان خود، ز گوش کودکان تو تمام گوشواره ها، به دست بسته می برند شاعر:جواد حیدری...

    ادامه مطلب
  • اشعار شام غریبان

  • نیلوبلاگ

    اشعار شام غریبان *** دیدم لب عطشان را ، ای کاش نمی دیدمارباب پریشان را ، ای کاش نمی دیدمبی یار و معین ارباب ، تنها وسط میداندیدم شه خوبان را ، ای کاش نمی دیدملشکری پر از کینه ، خنجر به روی حنجربر قلب سلیمان را ، ای کاش نمی دیدموقتی که برون آمد شمر از وسط مقتلدیدم سر جانان را ای کاش نمی دیدماز بعد غروب آن روز در چنگ حرامی هادیده ام یتیمان را ای کاش نمی دیدمآتش وسط خیمه ای وای چه می بینمیک شام غریبان را ای کاش نمی دیدمسرها به روی نیزه خیمه همه در نالهاشکان یتیمان را ای کاش نمی دیدماز کوفه به شام هردم در روبرویم آوردسرهای شهیدان را ای کاش نمی دیدمسختی و اسارت ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    مصیبت شام | مصیبت شام غریبان | مصيبت شام غريبان | شب تاسوعا | شب تاسوعاست امشب | شب تاسوعا حاج محمود کریمی | شام غریبان و شمع | شام غریبان و حضرت زینب | شام غریبان ویسگون | شام غریبان و زینب